بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی.
پیام مدیریت : سایت در حال تغییر است و امکان بروز مشکل در سایت وجود دارد .

تبلیغات

فیس کمپ تبلیغات در پیک ایران تبلیغات در پیک ایران

شعری جالب از محمود غزنوی

پنج شنبه ، 27 آذر 1393 16 بازدید 0 دیدگاه نوشته:مهران

Tanz

گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود که یکی از شعرای درباری(عوفی) را دید و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید که سلطان حکم قتلش را بدهد و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت مصراع دوم را چنان بگوید که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند و همینطور در ادامه …

شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت.

شاعر سرود:

سال ها بود تو را می کردم

همه شب تا به سحرگاه دعا

ادامه ی مطلب

صفحه 1 از 8912345...102030...قبلی »
تمامی حقوق مادی و معنوی برای این سایت محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن خلاف قوانین می باشد. | اسکریپت کمپ